PersianHub1
Back to news
Iran International

مردم ایران؛ بازنده جنگی که پیش از آن‌که پایان یابد، دوباره آغاز شد

جنگ آمریکا و ایران دوباره آغاز شده است. واشنگتن و تهران، هر دو خود را پیروز یک جنگ تمام نشده می‌دانند. در حالی‌که هیچ‌یک پیروز قطعی نیستند. اما این بازی بی‌برنده یک بازنده آشکار دارد: مردم ایران.


اگر یکی از دو طرف واقعا قاطعانه پیروز شده بود، مذاکره معنا نداشت. پیروز قاطع، شروط را تحمیل می‌کرد، نه آنکه از میانجی‌گران بخواهد آنها را منتقل کند. آنچه طرف آمریکایی، به‌خصوص ترامپ و ونس می‌گویند این است که حکومت ایران شروط را پذیرفته بود: آزادسازی و امنیت تنگه‌ هرمز، توقف غنی‌سازی.

جمهوری اسلامی هم معتقد بود و هست که توان دریافت خسارت، آزادسازی پول‌های بلوکه شده و بیرون راندن آمریکا از منطقه را دارد و دست را فراتر گذاشت و لبنان را نیز در این میان دخیل کرد.

از متن تفاهم‌نامه منتشر شده برمی‌آمد که این شروط برآورده خواهد شد. اما در آمریکا، صداهای مخالف ترامپ به وضوح بالا رفت. در ایران نیز، طیف تندرو خشم خود را نشان داد.

دو روایت پیروزی که هر دو طرف برای مخاطبان داخلی خود می‌سازند، در یک نقطه به هم می‌رسند: انکار واقعیت میدان. واقعیتی که در آن، نه آمریکا توانست نظام جمهوری اسلامی را به تسلیم وادارد، نه حکومت ایران توانست از فروپاشی اقتصادی و انزوای منطقه‌ای رهایی یابد.

توقف استراتژیک

تحلیل‌گران آمریکایی، خود این تشخیص را روشن‌تر از هر منتقد بیرونی بیان کرده‌اند. مایکل فرومن، رییس شورای روابط خارجی، بیان می‌کند که قدرت نظامی به‌تنهایی قادر به بازطراحی نظم منطقه‌ای نیست.

به‌گفته‌ او، با وجود خسارات سنگین وارد شده به توان نظامی ایران، تهران توانست با ابزارهای کم‌هزینه‌ای مثل پهپاد و موشک‌های ارزان قیمتش منافع آمریکا و متحدانش را به چالش بکشد.

به عقیده فرومن وقتی ابزار ارزان بتواند سامانه‌ای گران را تهدید کند، نظم نظامی جهانی دچار اختلال می‌شود. هزینه‌ همکاری امنیتی با آمریکا برای متحدان منطقه‌ای، بالا می‌رود. کشورهای عربی خلیج فارس، که حملات به اهدافی در خاکشان نگرانی ایجاد کرده، ممکن است به سمت روسیه، چین یا توافق مستقیم با ایران سوق پیدا کنند.

او نتیجه می‌گیرد که «تغییر قواعد بازی با پیروزی در آن یکسان نیست.»

آمریکا قواعد بازی منطقه را تغییر داد، اما در این بازی پیروز نشد. توان نظامی داشت اما اراده‌ سیاسی برای ادامه نداشت. کاخ سفید میان تهدید نظامی و تلاش برای دستیابی به توافق در نوسان است، و توافق احتمالی بیشتر بر بازگشایی تنگه و ادامه‌ مذاکرات متمرکز است، نه محدود کردن برنامه‌ موشکی یا شبکه‌ نیروهای نیابتی جمهوری‌اسلامی.

دست به دامن روایت

روایت جمهوری اسلامی در سطحی متفاوت اما همان منطق را دنبال می‌کند. نظام حاکم در رسانه‌های رسمی، از پیروزی قاطع می‌گوید، اما در پشت پرده، شروطی را پذیرفت که در گذشته خط قرمز محسوب می‌شدند.

سیاست بین‌الملل برای نظام جمهوری اسلامی تقریبا از دست رفته، وضعیت داخلی سیاست هم چندان تعریفی ندارد؛ سران نظام مورد هجمه طیف تندرو قرار دارند و در رسانه و خیابان مورد دشنام قرار می‌گیرند. وضعیت معیشتی مردم که مشخص است. دولت در این میان، با محدودیت و ناتوانی بسیار تقلا می‌کند جلو ورشکستگی نهایی اقتصاد را بگیرد.

پارادوکس هزینه

اما اگر هیچ‌یک از دو طرف پیروز قاطع نبوده، چه کسی هزینه‌ی واقعی این جنگ را پرداخت؟

درست است که این جنگ به لحاظ ابزاری برای جمهوری اسلامی ارزان بود، به این معنی که پهپادها و موشک‌های ساخت ایران بسیار ارزان‌تر از مشابه خارجی هستند. اما این ارزانی کمکی به بهبود وضعیتاقتصادی و معیشتی مردم نکرده است.

به تحلیل فرومن بازگردیم؛ ایران با ابزار ارزان به اقتصاد جهانی ضربه زد؛ اما هزینه‌ آن ابزار ارزان نه در پنتاگون پرداخت شد نه در بیت رهبری. راهبردی که قرار بود نظام جهانی را به چالش بکشد، به بار دیگری بر گرده سنگین زندگی مردمی بدل شد که هزینه این جنگ را ناخواسته می‌پردازند.

این، منطق پنهان جنگ‌های نامتقارن است. وقتی یک طرف با ابزار ارزان می‌جنگد، نشانه‌ هوشمندی استراتژیک‌اش نیست؛ نشانه‌ این است که قدرت تولید ابزار گران را ندارد، و چون به جنگ کشانده شده، با هرچه دارد می‌جنگد.

اما این «هرچه دارد» نیز خود ساخت دستی نیست. از منابعی برداشت شده که جای دیگری برای زندگی مردم لازم بود. هر پهپاد ارزان، چندین کیسه‌ برنج، چندین جعبه‌ دارو و چندین ساعت برق است که حذف می‌شود.

ایران در ماه‌های اخیر شاهد سه‌رقمی شدن تورم بوده است. صندوق بین‌المللی پول ایران را در میان سه کشور با بالاترین تورم جهان قرار داده. حدود دو میلیون نفر در دو ماه گذشته بیکار شده‌اند. اقتصاد دیجیتال، با شصت‌وپنج روز قطعی اینترنت سراسری، نابود شده است. اینها، هزینه‌ واقعی آن جنگ ارزان است.

بازنده‌ای که دیده نمی‌شود

مذاکرات حالا شکست خورده است و جنگ، اگر چه فعلا بیشتر در جنوب ایران در جریان است، هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد کشور تحمیل کرده است. با توجه به نیت آمریکا بر محاصره دوباره دریایی ایران، فشار بر معیشت مردم بیشتر می‌شود. جنگی که فاتح نداشت، یک بازنده‌ واضح داشت. و آن بازنده، در هیچ یک از روایت‌های پیروزی، نه دیده می‌شود نه صدایش شنیده می‌شود؛ مردم.

The article text is displayed with publisher attribution on PersianHub1. Publisher video, audio and embedded media are not republished or hosted here.

View on Iran International